یادبود ویژه13_شمس
**درود**
من این مطلب و تصنیف رو عاشقانه و صمیمانه تقدیم میکنم به همه وبلاگ نویسان و اهل هنری که در این چند سال که من افتخار آشنایی با اونها داشتم.خیلی انسانهای متعهد و با محبتی هستند.

من گفتم هرچه زودتر با ارائه این تصنیف از شمس یه یادگاری از خودم در دلهای این دوستان علی الخصوص باران در وبلاگ مرغ سحر بجا بذارم که با گوش دادن این تصنیف اول از اینکه بهترین احساس و کلام به اونها تقدیم شه و دوم از اینکه به یاد ما هم باشند
اثری رو که پیش رو داریم از هنرمند بسیار برجسته ایران خانم شمس هست.این تصنیفی در دستگاه اصفهان اجرا گردیده
از ویژگیهای برجسته این تصنیف شعر بسیار عمیق و پراحساس و تاثیرگذار هست که در مایه اصفهان مزین شده و دوم آهنگسازی بسیار قوی و متین این تصنیف هست.سوم اجرای کنترپوان توسط ارکستر هست که باعث شده بسیار جانسوزتر و و با کشش بیشتری در دل تاثیر بذاره.
چهارم و اصلی ترین دلیل نغمگی بودن این ترانه صدای شمس است.صدای شمس بسیار متین و دلنواز و خوش نوا است.صدایی شیرین و مرهم دل.صدایی که کشش خاصی همچون صدای مهستی و حمیرا و هایده و مرضیه ندارد.اما مانند صدای پروین و بنان مرهم دل و گوش نواز است.صدایی است که لالایی میخواند.تفاوت عمده صدای شمس و پروین در اینست که صدای شمس با وجود قدیمی بودن سبک و آرام بودن سبک و همینطور آرامشبخش بودن صدا، اما دلنشین است و خسته کننده نیست.صدای پروین صدایی سرد و آرامش بخش است اما صدای شمس گرم و بی تکلف است.مدت زمان طولانی را میتوان با تصنیفها و ترانه های شمس سپری کرد و همچنان گوش نواز است
پنجم ریتم این تصنیف است.ریتم ۴/۴ ریتمی است که کاملا نغمگی است و بسیار آرام است.فرق ۴/۲ و ۴/۴ در اینست که در ۴/۲ ریتم کمی مقطع و تندتر است و از نظر تئوری موسیقی ریتم ۴/۲ همان ۴/۴ است با این تفاوت که سر ضرب اول قوی و سر ضرب دوم ضعیف اصطلاحا نامیده میشود در صورتی که ۴/۴ فقط سر ضرب اول قوی دارد و سه ضرب بقیه مرتبا آرام میشود به همین دلیل هم مانند ۴/۲ مقطع نیست و نغمگی است
ششم یکی از ویژگیهای تلخ این تصنیف پایان ناکام آنست.انتهای تصنیف در گام وصال وارد میشود و در همان گام به پایان میرسد و بر خود اصفهان خاتمه نمیابد.یعنی تصنیف در اوج خودش تمام میشود و همین باعث ناکام بودن تصنیف است و گوش شنونده را تلخ میگذارد بطوریکه با خود مفهوم شعر مطابقت دارد.
هفتم توجه خاصی به مفهوم ترانه هست.اکبر گلپایگانی خواننده باتجربه و خوش ذوق موسیقی اعتقاد دارد که ترانه باید با شعری باشد که اولا کلمات را بدون تکلف شنیداری به شنونده برساند و دوم باید مضمون عاشقانه و یا حرف دل را داشته باشد و همچنین باید مفهوم و پیام خاصی را برساند و نغمگی باشد.بهمین دلیل است که او ثابت کرده بر هر شعری نمیتوان ترانه خواند و الزاما نغمگی ریتم و مایه داشتن اثر به معنی ترانه بودن نیست.هرگز بر شعر سعدی و مولوی و حافظ نمیتوان ترانه خواند چون پیامی بعنوان ترانه برای شنونده ندارد و حکایت از حرفی فرای ذهن و دل شنونده دارد و همینطور شاعران دیگر چه معاصر و چه قدیمی حتی بعقیده اینجانب شهریار و اعتصامی و .../شاعر با ترانه سرا فرق دارد.کسی که قصد اجرای ترانه دارد باید شعرش را از ترانه سرا بگیرد نه شاعر.این تصنیف از شمس دقیقا همان معیار ترانه اکبر گلپا را دارد و همان ویژگیها در آن یافت میشود.یکی از ویژگیهای بیژن ترقی که البته برخلاف معیار ترانه گفته شده اکبر گلپایگانی است اینطور بود که ترانه حاوی داستان بود و الزاما مقصود پیام و نتیجه خاصی نبود بلکه حکایتی عاشقانه و البته با کمک گرفتن از طبیعت. مانند ترانه گل اومد بهار اومد میرم به صحرا.وجه مشترک این بود که کلمات ادبی هستند و طبق گفته گلپا همگام با زبان و بدون تکلف شنیداری به گوش و درک شنونده میرسد که همان ویژگی اصلی ترانه است.و آنچه که مرحوم ترقی میسرایید به عنوان ترانه سرا حکایتی بود مانند ترانه های حمیرا علی الخصوص در برنامه گلها.از این رو شنونده داستان و حکایت عاشقانه ای را با صدای خواننده آغاز میکرد و مانند یک داستان فراز و نشیبها گفته میشد و به انتها میرسید.از این رو ترانه های بیژن ترقی حکایتهای عاشقانه و داستانی بودند که به شنونده نقل میشد.اما این تصنیف نغمگی یا بهتر بگوییم ترانه گون شمس و همینطور ترانه های اکبر گلپایگانی اینطور نیست.
اما در ادامه، شمس یکی از قویترین ترانه و تصنیف خوانهای ایران است که در آن موقع بسیار مورد توجه بوده اما امروزه نسبت به دیگر هم رده های او کمتر مورد توجه قرار گرفته است.شمس خواننده ای بسیار قدیمی و پیش کسوت است که سبک او نیز قدیمی میباشد و بی شباهت به آثار پروین و رویا و روحبخش نیست.اما تفاوت عمده شمس که البته از لحاظ جنس صدا گفته شد اما دیگر تفاوت آن سبک و همان اشعار این ترانه هاست.درباره هدف و معیار ترانه های شمس نیز گفتیم.اما سبک شمس گسترده است.و در دوره خود به همین دلیل پیشتاز بود که سبکهای فرای زمان خود داشت که نمونه آن را تقدیم میکنم
این ترانه به سبک جاز هست و بسیار زیباست
ترانه نقش جوانی_آهنگساز حسین صمدی
این ترانه در مایه سه گاه هست و ببینید باز چقدر سبک متفاوتی داره و ایشون در این سبک هم اجرا کرده که سبک مدرن تری هست
این آواز و تصنیف ساخته آقای حسین صمدی هست.ویولنیست بسیار معروف و آهنگساز بسیار زحمتکش.سبک نوازندگی ایشون البته بنظر من بیشتر متمایل به سبک پرویز یاحقی هست که در این اثر نوازندگی ایشون رو با صدای شمس میبینیم.نکته دیگر همان مفهوم عبرت آمیز و یام ندآمیز باز در این اثر بخوبی مشاهده میشه
باز یک تصنیف بسیار زیبا و بسیار سنگین و متین اثری از حبیب اله بدیعی
این تصنیف بی شباهت به آهنگسازیهای استاد تجویدی نیست و متاسفانه آهنگساز این تصنیف هم نمیدونم چه کسی هست
و اثری دیگر همچنین با سبکها و فضای متفاوت
و همینطور چند نمونه دیگر از وسعت کارهای شمس که چقدر متفاوت و در عین حال همان مفاهیم عمیق و نغمگی بودن را دارد و به تمام معنا میتوان گفت ترانه و تصنیف.هرگز خسته کننده نیست.اما عرض کردم نداشتن کششهای احساس خاص در صدا که البته در سبک و صدای خوانندگان قدیم مثل شمس و روحبخش پروین نبود.همین باعث میشود صدای مهستی از لحاظ کشش و سوز بسیار خاص و صدای هایده از لحاظ ایجاد شور و مستی بسیار فراوان و صدای حمیرا از لحاظ ایجاد ناز و نوازش و کششهای اوجی و احساسی خاص که در این خوانندگان بود وجه تمایز با سبک و صدای قدیمیها باشد.
آرتین در وبلاگ رادیو گلها نکته ای رو اشاره کرد که من نمیدونستم و اون اینکه شمس همسر حبیب اله بدیعی بود.
تصنیف اول در مایه اصفهان موجب شد که اون رو به عنوان یادگار احساسی و عاطفی به دوستان تقدیم کنم.چون این تصنیف یکی از بهترینهایی بود که من به عنوان ترانه سراغ دارم و همچنین از بهترینهای دستگاه اصفهان محسوب میشود که من شنیده ام.و میدونم که در همان عواطف و احساسات دوستان ارزشمند ما هست.وقتی احساس کامران و سعید انصاری و آقای معتمدی بخصوص یادم میاد و اون احساس دلسوختگی باران و همچنین صفا و محبت فرهاد اردکانی.من فکر میکنم این تصنیف از لحاظ عمق و صریح بودن و صاف و بی تکلف بیان شدن شعر،کاملا درخود صافی و روراستی احساسی دوستان باشد.
تقدیم از صمیم قلب به هنردوستان و وبلاگ مرغ سحر،وبلاگ آواهای ماندگار،سعید انصاری عزیزم،فرهاد اردکانی گرامی،کامران دانش پژوه،فرهاد رحیمی،نسیم احمدیان،محمد آذر،خصوصا به آقای سعید معتمدی،آرتین،پاپک،آزاده حسینی،تقدیم به وبلاگ قدیمی ها،سعید دهدار وبلاگ آوای ایرج،شبگرد،ادیب و در نهایت محسن محترم در وبلاگ گلبانگ







